گاه يادِ همان چند ستارهی دور که میافتم
دور از چشمِ تاريکی
میآيم نزديکِ شما
کمی دلم آرام بگيرد
خيالم آسوده شود
جای بعضی زخمها را فراموش کنم
اما هنوز نگفته: ها!
باد میآيد.
با اين حال تو خودت قضاوت کن
من هنوز هم
بَدترين آدمها را دوست میدارم.
دور از چشمِ تاريکی
میآيم نزديکِ شما
کمی دلم آرام بگيرد
خيالم آسوده شود
جای بعضی زخمها را فراموش کنم
اما هنوز نگفته: ها!
باد میآيد.
با اين حال تو خودت قضاوت کن
من هنوز هم
بَدترين آدمها را دوست میدارم.
سید علی صالحی
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۱ ساعت 20:35 توسط .
|