گوسفندهایم را میشمارم برایشان آواز میخوانم، نی میزنم، قصه میگویم اما باز هم خوابم نمیبرد نگرانی نمیگذاردم به حال چوپانی‌ام بمانم. تصمیم‌های مهمی هست که باید بگیرم و من اصلا بلدنیستم تصمیم بگیرم. من معمولا دوست دارم همه چیز را بگذارم به حال خودش ببینم چه جوری میشود.. یک خانومه دارد میخواند که آی کلوز مای ایز تو سی د وورد. . آی کلوز مای آیز سو دت یو ونت هرت. .. ای کچ مای هرت آندر دِ فول موون. اوت آو دیس اندلس بلو سام هاو ای ویل فایند یو بیفور دِ نایت اندس . خوشم آمده از این آهنگ برای گوسفندهایم میخوانمش. بله خوب یک همچین چوپان خوبی هستم که حتی بلدم به انگلیسی هم برای بره هایم بخوانم. اما به چه درد می‌خورد بره‌های فرهیخته تربیت کنم؟ وقتی  که زورم به گرگ قصه ام نمی‌رسد.