حرف گوش نکن
به حرف من گوش نمیکند اصلا نمیخواهد گوش بکند نمیخواهد بفهمد یک فکر اشتباهی برای خودش دارد که نمیخواهد عوضش بکند نمیخواهد گوش کند طرف دیگر را هم بشنود یعنی اینقدررررررررررررر مقاوت کردن را باورم نمیشود آدم چرا باید گوش نکند یعنی همیشه فکر میکند همه ی حقیقت پیش خودش هست. پیشفرض گفتگو این است که آدم بپذیرد قسمتی از حقیقت پیش دیگری است. این است که آدم قبول کند همه چیز را نمیداند. آدم باید با آدمی که نمیخواهد گوش کند چه کار کند؟ حرف را که نمیشود توی قاشق ریخت و به زور دهنش را باز کرد و ریخت به حلقش! اگر هم میشد البته من زور این کار را هم نداشتم. خسته ام که شنیده نمیشوم.
+ نوشته شده در جمعه سی ام دی ۱۳۹۰ ساعت 19:41 توسط .
|